Deprecated: mysql_connect(): The mysql extension is deprecated and will be removed in the future: use mysqli or PDO instead in /home/sabzevarfa/domains/sabzevarfarhang.com/public_html/funcs.php on line 3
قصه شب: سبزوار فرهنگ

قصه شب


14 مهر 1390
1
3486
قصه شب

قصه شب
بره را هل داد جلو  گفت: «تو دزدی!» بره مدتها بع بع کرده بود! به خیال خودش داشته از خودش دفاع می کرده! اما هیچ کس به او حرف هایش کاری نداشت. اول بار شغال ها مچ او را در حال دزدی گرفته بودند. داخل طویله تنها بوده. شغال ها استنباط کرده بودند که اگر شغالی در طویله تنها باشد امکان ندارد چیزی ندزدد پس حتماً بره ی تنها هم چیزی دزدیده! او را تحویل ارگان های بالا دستی شان دادند: روباه ها! روباه ها که مدتی پیش به چند طویله حمله کرده و متهم به مرغ دزدی بودند، بسیار سریع، سرنخ هایی کشف کرده به این نتیجه رسیدند که این بره عامل همه آن دزدی ها از مرغ دانی هم بوده است و پرونده اش را تکمیل کردند! آنها در توجیه این سؤال که: بره مرغ نمی خورد، فرض را بر این گذاشتند که بره منحرف بوده و سیستم گوارشی او تغییر کرده و مجبور به مرغ خوردن می باشد.

آنها هم بره را مورد آزار دندانی قرار داده و به سازمان بالاتر و عامل اجرای عدالت: «گرگ ها» سپردند. گرگ ها ابتدا شکمی از عزا در آورده و بخش هایی از بره را زنده زنده خوردند! آنها هم به بع بع کردن های بره گوش ندادند چرا که بره منحرف حرف هایش هم منحرف است و ضمناً گوشتش حلال! سپس برای این که ثابت کنند گرگ ها در اجرای عدالت، کار خود را خوب انجام می دهند، بره دزد جانی را با کلی جراحت تحویل دهقان و سگ هایش دادند. سگ دهقان داشت بره زخمی را به سمت دهقان و خانواده اش هل می داد و با پارس کردن می گفت: «تو دزدی! طویله را دزدیده ای و انحراف گوارشی پیدا کرده ای و مرغ خورده ای و..... و ...... و .....»

دهقان عادل هم بره را مجرم اعلام کرده و حکم صادر کرد که به جرم کارهای انجام شده او را کباب کنند. خانواده دهقان هم یک دل سیر گوشت تازه بره خوردند. اینطوری دهقان هم به قول خود مبنی بر کباب بره در پنج شنبه عصر در یک پیک نیک، وفا کرده بود و خانواده اش او را ناجی شکمشان و همچنین عدالت طویله می دانستند. شغال ها و روباه ها و گرگ ها هم او را مظهر و تجلی ظلم ستیزی و دزد کشی می دانستند و همه توانسته بودند دست در دست هم شرِ یک دزد را از سر طویله کم کنند.

پسر دهقان وقتی آخرین استخوان های بره را می لیسید و استخوانش را پرت می کرد جلوی سگشان ـ تا او هم سهم خود را از عدالت به دست آورده باشد ـ آهی کشید و گفت: «راستی پدر! مگر طویله چه چیزی داشته که این بره دزدیده باشد؟»

***

..... یک ماه بعد گرگ ها آخرین استخوان های پسر دهقان را که به اتهام این سؤال کفرآمیز و موهن به عدالت به دار آیخته شده بود لیسیدند. در پروسه جدید، کرکس ها هم از اجرای عدالت به فیض رسیدند و همینطور هم در نهایت؛ کفتارها!

:: نظرات :: /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
avatar
الهام
19 فروردين 1391
خسته نباشید عالی بود
پاسخ: باسلام.وعرض تبریک ایام نوروز و تسلیت به مناسبت ایام شهادت بانوی آب،حضرت فاطمه زهرا (س).از اینکه وقت خود را به سایت سبزوار فرهنگ اختصاص دادید کمال تشکر را داریم.وامیدواریم ما را با یاری رساندن خود از طریق ارائه پیشنهادات و نقطه نظراتتان راهنمایی نمایید.
باتشکر گروه خبری سبزوار فرهنگ

مراسم 16 آذر که توسط انجمن های علمی و کانونهای فرهنگی هنری و اجتماعی دانشگاه حکیم برگذار شده را چگونه ارزیابی می کنید؟