Deprecated: mysql_connect(): The mysql extension is deprecated and will be removed in the future: use mysqli or PDO instead in /home/sabzevarfa/domains/sabzevarfarhang.com/public_html/funcs.php on line 3
دوران زرّین چِشُم و چِشُمیان در گذر تاریخ: بعد از اسلام - قسمت اول: سبزوار فرهنگ

دوران زرّین چِشُم و چِشُمیان در گذر تاریخ: بعد از اسلام - قسمت اول


27 آذر 1392
1
3510
چشام نامه یک : دوران زرّین چِشُم و چِشُمیان در گذر تاریخ:بعد از اسلام (قسمت اول)
با مرور تاریخ بیهق و تواریخی که به حوادث بیهق اشاره دارند، چِشُم دو دوره‌ی طلایی بعد از اسلام به خود دیده است: یکی دوره‌ غزنوی و به تَبَع آن سلجوقی و دیگری عصر سربداری. بناهای تاریخی اسلامی بجا مانده خود نشانگر جایگاه ویژه چِشُم در منطقه بیهق قدیم و سبزوار کنونی است. با این‌که خیّرین و چِشُمیان فهیم در دو-سه دهه اخیر زحمات زیادی برای مرمت و بازسازی این ابنیه نمودند اما بی‌توجه مسئولین محلی و شهرستان در دهه‌های اخیر برای شناساندن این میراث گران‌سنگ جای گلایه‌مندی‌های زیادی دارد که اصلا به دنبال شناساندن این آثار نفیس و جذب گردشگر نبوده‌اند. به گواهی همین آثاری که اکنون در روستا و محدوده آن وجود دارد،  در شهرستان سبزوار قدیم که امروزه شهرستانهای جدیدی از دل آن ظهور کرده، هیچ روستایی نمی‌تواند با چِشُم برابری کند.

امید که با ترفیع بخش داورزن به شهرستان و در دست گرفتن مسئولیت‌های روستا توسط شوراهای اسلامی جدید و مسئولان شهرستان این میراث گرانقدر به‌حق شناسایی و شناسانده شوند و چِشُم به جایگاه واقعی خود دست یابد؛ هر چند که در ابتدای شکل‌گیری شهرستان داورزن، در حق چِشُم ظلم ناروایی شد و این روستایی که به حق از هر لحاظ-جمعیتی، فرهنگی، زیربنایی و زیرساختی، اماکن عمومی، آموزشگاه‌ها، مرکزیت و … – شایسته مرکز بخش بود، این حق به روستایی واگذار شد که در هیچ زمینه‌ای-جز قرارگرفتن در جاده سبزوار به تهران- یارای برابری با چِشُم را ندارد. البته با ایمان به کلام بلندپایه «از ماست که بر ماست»، اگر مسئولان محلی، فرهیختگان و صاحب‌نفوذان روستا پیگیر حق خود می‌شدند شاید چیزی جز این و آن چه که شایسته چِشُم  بود رقم می‌خورد. از مسئولین شهرستان داورزن و روستا و دوستداران چِشُم می‌خواهیم این چند برگ از تاریخ زرین چِشُم را با حقیر ورق بزنند و با آگاهی از این اعتلای تاریخی در حد توان خود گامی برای پیشرفت بیش از اکنون این آبادی بردارند که اگر برندارند جفایی ناستودنی در حق امروزیان و آیندگان این کهن‌دیار رواداشته‌اند.
در مقدمه به بیهق و حوادثی  اشاره‌ای می‌کنیم که زمینه‌ساز جایگاه ویژه  چِشُم در بیهق است.برای این که بتوانیم حق مطلب را ادا کنیم در چند شماره به تفصیل در این باره خواهیم پرداخت. از علاقه‌مندان درخواست می‌کنیم دراین چند شماره فریاد، همراه ما باشند.

در قرون نخستین اسلامی ناحیه بیهق-شهرستان سبزوار امروزی- از توابع نیشابور بود. در اواخر قرن اول هجری هنگامی که شاهراه خراسان- عراق از مسیر کویر مرکزی ایران(کرمان – فارس) به بیهق- ری- عراق تغییر یافت، ناحیه بیهق از اهمیتی راهبردی برخوردار، و حفظ آن یکی از اولویت‌های حکام خراسان شد. در پی این تحول، بیهق عرصه شورشها و منازعات داخلی گردید. بیهق به مجموعه روستاهایی اطلاق می‌شد که در غربی‌ترین ناحیه خراسان بزرگ قرار داشتند. حد غربی آن منطقه خوار و توران شاهرود و حد شرقی آن روستای سنگ کلیدر و آمن‌آباد در مرز نیشابور بود. عرض ناحیه بیهق از ده سِبه در مرز کاشمر تا نوده در شمال ناحیه مذکور و در مرز منطقه جوین را دربرمی‌گرفت. اهمیت این منطقه در قرون میانه به سبب قرار گرفتن آن برمسیر دو شاهراه غربی- شرقی و شمالی – جنوبی است که اولی خراسان بزرگ را به ری و عراق متصل می‌کرد و دومی راه مواصلاتی ولایات جنوبی ایران به خراسان و گرگان بود.

آغاز حکومت قتیبه بن مسلم باهلی (حدود ۸۵ تا ۹۶ هجری) بر خراسان با تغییر مسیر ارتباطی مرو به عراق همراه شد که مسیر جدید خراسان را از طریق بیهق- ری به عراق و شام متصل می‌کرد. از این پس حفظ امنیت این شاهراه تدابیر نظامی و سیاسی جدید حکومت‌های خراسان را در قبال بیهق در پی داشت تا مسیر اخیر از تهاجم صول (نام حاکم ترکانی است که در اواخر دوران ساسانی بر گرگان سیطره یافته و پس از فتح ایران به دست مسلمانان جنگهای متعددی بین طرفین صورت گرفت) گرگان و شورشهای احتمالی اهالی منطقه حفظ شود. سیاست والیان خراسان برای حفظ امنیت شاهراه مذکور، تبعات ویژه ای برای بیهق به همراه داشت. اشارات موجز منابع حاکی از تغییر مکرر کرسی و شورش‌ها و منازعات محلی در ناحیه بیهق از اواخر قرن دوم تا نیمه دوم قرن ششم است.

تغییر مسیر شاهراه خراسان- عراق سرآغار تحولاتی در بیهق گشت که نخستین پیامد آن پدید آمدن آبادی‌هایی در منطقه مذکور و در امتداد این شاهراه مهم بود. این موضوع نیز به نوبه خود موجب اسکان جمعیتی عرب در این منطقه گردید که ساکنان این روستاهای تاز ه‌ساخت را تشکیل می‌دادند. علاوه بر نام های عربی این آبادی‌ها، قرار گرفتن آنها در میانه دشت و قسمت بیابانی منطقه، احتمال سکونت اعراب را که خوی بیابانی داشتند، در این روستاها تقویت می‌کند. از جمله این آبادیها، اسدآباد بود که به دستور اسد بن عبدالله قَسری، حاکم وقت خراسان، در ۱۲۰ هجری ساخته شد(معجم البلدان:۱/۱۷۶). دیگر روستاها احمدآباد، معاذآباد، عبدالله‌آباد، صلاح‌آباد، علی‌آباد، حارث‌آباد، یحیی‌آباد و … نام داشتند. این آبادی‌ها پیش از دوره حکومت عبدالله بن طاهر بر خراسان(حدود ۲۱۵ تا ۲۳۰ ه) ساخته شده بود.

محقق و نویسنده: موسی الرضا ربانی خواه
:: نظرات :: /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
1 نظر در صف تاييد است.

مراسم 16 آذر که توسط انجمن های علمی و کانونهای فرهنگی هنری و اجتماعی دانشگاه حکیم برگذار شده را چگونه ارزیابی می کنید؟