Deprecated: mysql_connect(): The mysql extension is deprecated and will be removed in the future: use mysqli or PDO instead in /home/sabzevarfa/domains/sabzevarfarhang.com/public_html/funcs.php on line 3
شهید فروﻣﻨﺪی؛ سرداری که فرزندش او را نمی شناخت: سبزوار فرهنگ

شهید فروﻣﻨﺪی؛ سرداری که فرزندش او را نمی شناخت


20 ارديبهشت 1394
6
2863
شهید فروﻣﻨﺪی؛ سرداری که فرزندش او را نمی شناخت

محمد فرومندی در خرداد سال 1336 در شهر اسفراین از توابع خراسان (خراسان شمالی کنونی) چشم به جهان گشود و تحصیلات ابتدایی را در این شهر گذراند.
هنوز 10 سال بیشتر نداشت که ‫سایه ﭘﺪر از سرش رفت. پدرش ﻣﺮدی زﺣﻤﺘﻜﺶ و ﻛﺸﺎورز ﺑﻮد و اواخر ﻋﻤﺮ را ﺑﻪ ‫ﻛﺎرﮔﺮی در ﻛﺎرﺧﺎﻧﻪ ﭘﻨﺒﻪﭘﺎکﻛﻨﻰ ﮔﺬراﻧﺪه ﺑﻮد.
ﻣﺤﻤﺪ که دومین فرزند خانواده بود از آن پس هم درس ﻣﻰﺧﻮاﻧﺪ و هم در اﻳﺎم ﺗﻌﻄﻴﻞ ﻛﺎرﮔﺮی ﻣﻰﻛﺮد ﺗـﺎ ﻛﻤـﻚ ﺧـﺮج ﺧـﺎﻧﻮاده ﺑﺎﺷـﺪ. ﮔـﺎﻫﻰ ‫ﮔﻮﺳﻔﻨﺪ ﻣﻰﭼﺮاﻧﺪ و ﮔﺎﻫﻰ ﻣﺰارع ﻣﺮدم را آﺑﻴﺎری ﻣﻰﻛﺮد.
مادر شهید نقل می کند: ﭘﺸﺘﻜﺎر ﺧﻮﺑﻰ داﺷﺖ. کمتر ‫ﺑﺎزی ﻣﻰﻛﺮد و ﺑﻴﺸﺘﺮ درس ﻣﻰﺧﻮاﻧﺪ. در ﻛﺎرﻫـﺎی ﻣﻨـﺰل هم ﻛﻤـﻚ کار بود. وﻗﺘﻰ ﻧﺎن ﻣﻰﭘﺨﺘﻢ، ﻫﻴﺰم ﺟﻤﻊ ﻣﻰﻛﺮد و ﺗﻨﻮر را داغ ﻣﻰﻛﺮد.
دوره دبیرستان را که در سال 1355 تمام کرده بود ﮔﺮاﻳﺸ ﻬﺎی ﺿﺪ‪ رژﻳﻢ در او ﺑﻪ وﺟﻮد آﻣﺪ و ﻣﺴﺎﻓﺮﺗﻬﺎی ﻣﺨﻔﻰ ﺑﻪ ﻣﺸﻬﺪ و ﺳﺎﻳﺮ ﺷﻬﺮﺳـﺘﺎﻧﻬﺎ داﺷﺖ. ﻛﺘﺎﺑﻬﺎی ﻣﻤﻨﻮع را ﻫﻢ ﺧﻮدش ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ ﻣﻰﻛﺮد و ﻫﻢ ﺑﻴﻦ ﺟﻮاﻧﺎن ﺗﻮزﻳﻊ ﻣﻰﻛﺮد.
‫‫در ﺳﺎل 1358 ﺑﺎ ﺗﺸﻜﻴﻞ ﺳﭙﺎه ﺳﺒﺰوار ﻋﻀﻮ ﺳﭙﺎه ﺷﺪ و در اوﻟﻴﻦ ﻣﺄﻣﻮریت راهی ﻛﺮدﺳـﺘﺎن ﺷـﺪ وی پس از مدتی ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺴوﻮل ﻋﻤﻠﻴﺎت ﺳﭙﺎه ﺳﺒﺰوار و ‫مسوول بسیج ﺳﺒﺰوار و آﻣﻮزش ﺳﭙﺎه ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﺸﻐﻮل ﺷﺪ.
‫ﻫﻤﺮزﻣانش ﻣﻰﮔﻮیند: اوﻗﺎت ﻓﺮاﻏﺘﺶ را ﺑﻪ ﻣﻄﺎﻟﻌﻪ و ﺗـﻼوت ﻗـﺮآن ﻣـﻰﮔﺬراﻧـﺪ و ﻧﻤـﺎز ﺷـﺒﺶ ﺗـﺮک ‫ﻧﻤﻰﺷﺪ. ﺑﺴﻴﺎر ﺻﺎﺑﺮ ﺑﻮد و ﻫﻤﻮاره ﺑﺎ ﺣﺮﺑﻪ ﺻﺒﺮ ﺑﻪ ﺟﻨﮓ ﻣﺸﻜﻼت ﻣﻰرﻓﺖ.


* ایوب جبهه ها
سردار فرومندی که خودش را حول محور ولایت ساخته و هرگز در فراز و فرود های روزگار خودش را نباخت و در برابر مشکلات چنان صبور بود که از همرزمان و دوستان خود ایوب و مرد بزرگ دفاع مقدس لقب گرفته بود.
شهید فروندی همواره با بسیجیان حشر و نشر داشت تا آن ها را برای شهادت پرورش دهد و به شهادت رسید قبل از اینکه شهید شود، جبهه به جبهه، سنگر به سنگر چندین بار تمرین شهادت کرد.
گاه در مریوان کردستان، گاه در سوسنگرد، گاه در مهران، گاه در هور الهویزه، گاه در اسلکه البکر و العمیه عراق، در بصره و فاو، زمین به زمین، آب به آب، دریا به دریا و زمان به زمان هر کجا بود سر به سجده می گذاشت تا آسمانی شود.
اهل صفا بود و آزاده و عارف به زمان خویش، باهوش و زیرک بود. آگاه به علوم نظامی بود در صحنه عمل و ایمان در اوج، او فانوسی بود نورانی برای کشتی های طوفان زده و قوت قلبی بود برای ایران و فرماندهان جنگ، چندان که مرد بزرگ دفاع مقدس نام گرفت.


جنگ در کردستان:
با اوج گیری تحرکات ضد انقلاب در کردستان عازم این منطقه شد و بعد از 45 روز درگیری با ضد انقلاب با همرزمانش در کردستان همه به سلامتی به سبزوار برگشتند.
فرومندی اولین بار در آذر ماه 59 عازم جبهه جنوب - ارتفاعات الله اکبر- شد.

انگشت فرومندی قطع شد:
شهید فرومندی آموزش نظامی می داد در حین آموزش یک بمب دست ساز در دستش منفجر شد در این حادثه انگشت سبابه دست راستش و دو ناخن وی قطع شد صورتش سوخت و چشمانش آسیب دید.

عملیات ها:
فرومندی در عملیات های مسلم بن عقیل، والفجر مقدماتی، والفجر 1، 2، 3 و 4، خیبر، عاشورا، بدر، والفجر 8، کربلای 1، کربلای 4 و عملیات کربلای 5 جانانه جنگیدند.
‫ﺳﺎل 1361 در ﻣﺮﺣﻠﻪ دوم ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻣﺴﻠﻢ ﺑﻦ ﻋﻘﻴﻞ ﺑﻪ ﺟﺒﻬﻪ ﺳﻮﻣﺎر اﻋﺰام ﺷﺪ، در اﺑﺘﺪا ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ‫ﻋﻀﻮ واﺣﺪ ﻃﺮح و ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﻋﻤﻠﻴ‎ﺎت ﻟﺸﻜﺮ ﻇﻔﺮ ﺑﻪ ﻛﺎر ﻣﺸﻐﻮل ﺷﺪ اما ﭘﺲ از آن ﺑﺮای اﺟﺮای عملیات واﻟﻔﺠﺮ ﻣﻘﺪ‎ﻣﺎﺗﻰ ﺑﻪ ﻣﻨﻄﻘﻪ فکه اﻋﺰام ﺷﺪ و ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﺴوﻮل ﻃﺮح و ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻟﺸﻜﺮ 5 ﻧﺼﺮ ﺑﻪ ﺧﺪﻣﺖ ‫ﻣﺸﻐﻮل ﺷﺪ.
ﺗﻘﺮﻳﺒﺎ 20 روز ﻗﺒﻞ از ﻋﻤﻠﻴ‎ﺎت، ﺑﺮای ﻓﺮﻳﺐ دادن دﺷﻤﻦ، ﻣﺸﻐﻮل زدن ﻳﻚ ﺧﺎﻛﺮﻳﺰ ‫اﻧﺤﺮاﻓﻰ در ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻋﻤﻠﻴ‎ﺎت ﺷﺪﻧﺪ. در ﺣﺎﻟﻰ ﻛﻪ ﺳﻪ ﻛﻴﻠﻮﻣﺘﺮی دﺷﻤﻦ ﺑﻮدﻧﺪ و ﺑﺎران ‫ﺧﻤﭙﺎره ﺑﺮ ﺳﺮﺷﺎن ﻣﻰﺑﺎرﻳﺪ.
ﻣﺤﻤ‎ﺪ، ﻣﺸﻐﻮل ﺑﺮرﺳﻰ دﺳﺘﮕﺎهﻫﺎ ﺑﻮد ﻛﻪ ﺧﻤﭙﺎره ای در ﻧﺰدیک ایشان ‫ﻣﻨﻔﺠﺮ ﺷﺪ و ﺗﺮﻛﺶ آن ﺑﻪ ران راﺳﺘﺶ اﺻﺎﺑﺖ ﻛﺮد، او را اﺑﺘﺪا ﺑﻪ اورژاﻧﺲ و ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﺑﻴﻤﺎرﺳﺘﺎن ‫ﻣﻨﺘﻘﻞ ﻛﺮدﻧﺪ اما بعد از چند روز استراحت دوباره به جبهه برگشت.
‫در عملیات واﻟﻔﺠﺮ 1 ﻛﻪ در ﺷﻤﺎل ﻓﻜﻪ اﻧﺠﺎم ﺷﺪ ﺑﻪ ﻋﻨﻮان ﻣﻌﺎوﻧﺖ ﻃﺮح و ﻋﻤﻠﻴﺎت ﻟﺸﻜﺮ 5 ﻧﺼﺮ ‫ﻣﺸﻐﻮل ﺧﺪﻣﺖ ﺷﺪ.
در ﻋﻤﻠﻴ‎ﺎت های واﻟﻔﺠﺮ 2 و 3 ﻛﻪ ﻫﻤﺰﻣﺎن در ﭘﻴﺮاﻧﺸﻬﺮ و ﻣﻬﺮان ﺑﻪ اﻧﺠﺎم رﺳﻴﺪ ﺑﻪ ‫ﻋﻨﻮان ﻣﺴﺌﻮل واﺣﺪ ﻃﺮح و ﻋﻤﻠﻴات ﺗﻴﭗ اﻣﺎم ﺻﺎدق(ع) ﺷﺮﻛﺖ ﻛﺮد.
در ﻋﻤﻠﻴﺎت واﻟﻔﺠﺮ 2 ﻫﻨﮕﺎﻣﻰ ‫ﻛﻪ در 500 ﻣﺘﺮی دﺷﻤﻦﻣﺸﻐﻮل زدن ﺧﺎﻛﺮﻳﺰ ﺑﻮد ﺗﺮﻛﺶ ﺧﻤﭙﺎره ﺑﻪ ﻛﺘﻒ راﺳﺘﺶ ﺑﺮﺧﻮرد ﻛﺮد، اﻣ‎ﺎ ﺑﻪ ﻋﻠﺖ ﻧﺪاﺷﺘﻦﻗﺪرت زﻳﺎد ﻓﻘﻂ ﭘﻮﺳﺖ ﺑﺪﻧﺶ را ﺳﻮزاﻧﺪ.

* فرومندی از شگفتی های جنگ بود:
ستوان محمد کاظمی معاون گروهان 2 از گردان رسوال الله از لشکر 5 نصر می گوید:
در عملیات والفجر 8، طولانی ترین نبرد دفاع مقدس صورت گرفت. در این عملیات به دلیل اهمیت آن، لشکر توانمند 5 نصر سمت راست عملیات را بر عهده داشت و یکی از گردان های خط شکن، محمد فرومندی قائم مقام لشکر 5 نصر بود و عظمت ها آفرید.
زمان انجام عملیات والفجر 8 شد تا ساعت شروع عملیات تنها 18 لباس غواصی در دسترس بود. رزمندگان اسلام شش ماه تمام این منطقه و تمام مواضع دشمن و قرارگاه هایش را به صورت شبانه روزی ارزیابی کرده بودند و برای انجام این عملیات باید از عرض رودخانه اروند عبور می کردند و این تعداد لباس غواصی نیز به دلیل سیم های خاردار پاره شده بود، در حال آماده سازی عملیات بودیم که به فضل الهی در لحظه شروع عملیات 100دست لباس غواصی رسید که میان رزمندگان توزیع شد.
رزمنده ها برای رفتن آماده می شدند که به ناگاه باران رحمت الهی شروع به باریدن کرد و شدت آن به قدری بود که سطح آب زلال اروند گل آلود شده بود.
رزمندگان نبرد سنگینی را در داخل نخلستان ها انجام دادند آنها توانستند با منهدم کردن سنگرها و ادوات نظامی مواضع پدافندی خود را تحکیم بخشند.
عملیات والجر 8 در طول مدت جنگ شاید بی نظیرترین عملیات از جهات مختلف بود.
از نظر کارشناسان بین المللی با وجود موانع طبیعی مثل رودخانه اروند و نهرهای پراکنده و پوشش گیاهی و نخلستان، موانع مصنوعی از قبیل سیم های خاردار چند رشته ای و مین های کاشته شده و همچنین سنگرهای بتونی و مستحکم و سلاح های سنگین و نورافکن های کار گذاشته شده در لبه اروند، نیروهای ایرانی هرگز قادر به این نبودند که در این قسمت عملیات انجام دهند.
عملیات گارد ریاست جمهوری عراق یک حمله سنگین را برای عقب راندن نیروهای ما انجام داد دشمن با لطف خداوند نیروهای عراقی عقب رانده شدند.

آخرین دیدار به نقل از علی اکبر، برادر شهید:
محمد به اسفراین آمد انگار نسیم کوی یار را استشمام کرده بود، به برادر بزرگ ترمان عید محمد گفت: اگر من شهید شدم مرا در سبزوار دفن کنید چون زن و فرزندانم در آنجا هستند و حتی در وصیتنامه خود نیز به گلزار شهدای سبزوار اشاره کرده است.
اشرفی حسینی، مسوول حفاظت لشکر پنج نصر در خصوص نحوه شهادت سردار می گوید: در عملیات کربلای 5 باقر قالیباف فرمانده لشکر و فرومندی قائم مقام لشکر بودند.
در بیشتر سنگرهای این عملیات جنازه های شهدا بود که فرومندی خواست تا نیروها سریع بیایند و شهدای مسیر کانال را ببرند. خود از سنگر بیرون آمده و به محدوده خاکریز می رود بعد در همین فاصله نگاه می کرد که ببیند یگان کجا مستقر است ناگهان صدای گلوله خمپاره توپ آمد وقتی خمپاره به سنگر خورد یک صدای مهیبی بلند شد و دود زیادی بالا آمد. موج انفجار درون قفسه سینه اش را پاره کرده بود که در بیمارستان صحرایی تمام کرد و آخرین نغمه هایش اشهد ان لا اله الله بود.
ﻫﻤـﺮزﻣﺶ ﺑـﻪ ﻧﻘـﻞ از ﺳـﺮدار اﺣﻤـﺪی ‫ﻣﻰﮔﻮﻳﺪ: در ﻋﻤﻠﻴ‪ﺎﺗﻰ ﻛﻪ ﻣﻨﺠﺮ ﺑﻪ ﺷﻬﺎدت ﺷﻬﻴﺪ ﻓﺮوﻣﻨﺪی ﺷﺪ، در ﮔﺮﻣﺎﮔﺮم ﻧﺒﺮد ﺗﻦ ﺑﻪ ﺗﻦ، ﺷـﻬﻴﺪ را ‫دﻳﺪم ﻛﻪ ﺑﺎ ﭼﻬﺮه ای ﺑﺴﻴﺎر ﺑﺸّﺎش و ﻧﻮراﻧﻰ ﺑﻪ ﻃﺮﻓﻢ ﻣﻰآﻳـﺪ. ﭘـﺎﻛﻴﺰﮔﻰ ﭼﻬـﺮهاش در آن ﺻـﺤﻨﻪ ﻧﺒـﺮد ‫ﺑﺴﻴﺎر ﺷﮕﻔﺖاﻧﮕﻴﺰ ﺑﻮد، زﻳﺮا ﻣﻨﻄﻘﻪ رﻣﻠﻰ ﺑﻮد. ﭘﺮﺳﻴﺪم ﺑﺎ ﭼﻪ وﺳﻴﻠﻪای آﻣﺪی؟ ﮔﻔﺖ: ﺑـﺎ ﻣﻮﺗﻮرﺳـﻴﻜﻠﺖ.
ﺗﻌﺠﺒﻢ از ﺷﺎداﺑﻰ و ﻧﻮراﻧﻴﺖ ﭼﻬﺮه اش ﺑﻴﺸﺘﺮ ﺷﺪ. ﺑﺮای ﭼﻨﺪ ﻟﺤﻈﻪ او را ﺗﺮک ﻛﺮدم. در ﺑﺎزﮔﺸﺖ دﻳـﺪم ‫ﺑﺮ اﺛﺮاﺻﺎﺑﺖ ﺗﺮﻛﺶ ﺑﻪﺷﻬﺎدت رﺳﻴﺪه اﺳﺖ. ﺑﻌﺪ از ﺷﻬﺎدﺗﺶ ﮔﻔﺘﻪ ﺷﺪ: ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺎﺋﻢﻣﻘﺎم ﻟﺸﻜﺮ 5 ﻧﺼﺮ ﺑﻪ ‫ﺷﻬﺎدت ﻧﺮﺳﻴﺪ ﺑﻠﻜﻪ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪرﻳﺰ و ﻃﺮاّح ﺟﺒﻬﻪﻫﺎی ﺟﻨﮓ رﻓﺖ.

وصیتنامه:
به برادران پاسدارم می گویم که آنچه باعث عزت و عظمت شماست، حضورتان در جبهه هاست و آنچه وسیله عذاب وجدان و سرافکندگی شماست، عدم صبر و تحملتان بر مشکلات است.
به بستگانم وصیت می کنم که آنچه پیکرم به دستتان رسید، در مزار شهدای سبزوار دفن کنید و حیثیت الهی خودتان را لکه دار توقعات سیاسی اجتماعی نکنید. فقط به خدا بیندیشید و برای او کار کنید و از او کمک بگیرید.
‫از سردار فرومندی چهار فرزند به یادگار مانده است. وی در ﻧﺎﻣﻪﻫﺎﻳﻰ ﻛﻪ ﺑﻪ ﺧﺎﻧﻮاده اش ﻧﻮﺷﺘﻪ، خطاب به فرزندانش آورده است: ﻫﻮﺷﻴﺎر ﺑﺎﺷﻴﺪ ﻛﻪ از ﻫﻤﺎن او‪ل زﻧـﺪﮔﻰ، ﺷـﻨﺎﺧﺖ ﺧﻮدﺗـﺎن را در ‫ﻳﻚ ﭼﻬﺎرﭼﻮﺑﻰ از ارزﺷﻬﺎی اﻟﻬﻰ و ﺧﺪاﻳﻰ ﻗﺮار دﻫﻴﺪ و ﺗﺎﺑﻊ ﭘﻴﻐﻤﺒﺮ دروﻧﻰ ﺧﻮد - وﺟﺪان - ﺑﺎﺷـﻴﺪ.
از ‫ﮔﻨﺎﻫﺎن ﺻﻐﻴﺮه و ﻛﺒﻴﺮه ﺑﭙﺮﻫﻴﺰﻳﺪ ﻛﻪ از آﻧﻬﺎ ﺑﻰﻧﻴﺎزﻳﺪ و ﺗﻘﻮا ﭘﻴﺸﻪ ﻛﻨﻴـﺪ. در زﻧـﺪﮔﻰ و ﻧﺎﻣﻼﻳﻤـﺎت آن ‫ﻓﻘﻂ رﺿﺎﻳﺖ ﺧﺪا را در ﻧﻈﺮ ﺑﮕﻴﺮﻳﺪ وﻟﻮ رﺿﺎﻳﺖ دﻧﻴﺎ ﺣﺎﺻﻞ ﻧﺸﻮد. در ﺑﺮاﺑﺮ ﺗﻬﺪﻳﺪﻫﺎ و وﺣـﺸﺘﻬﺎ ﺑﺪاﻧﻴـﺪ ‫ﻛﻪ اﻣﺎﻧﺘﻬﺎی ﺧﺪا ﺑﺮ زﻣﻴﻦ ﻫﺴﺘﻴﺪ و ﻣﺮگ آﺧﺮﻳﻦ درﺟﻪ ﺗﻬﺪﻳﺪ اﺳﺖ و ﻣﻮﻗﻌﻰ ﻣﻰﺗـﻮان آزاد، ﺷـﺮﻳﻒ زﻧﺪﮔﻰ ﻛﺮد ﻛﻪﻣﺴﺌﻠﻪ ﻣﺮگ ﺣﻞ ﺷﺪه ﺑﺎﺷﺪ.
پیکر مطهر شهید فرومندی در 25 دی ماه سال 65 به خراسان رسید روزی که پیکر فرومندی را به خراسان آوردند. از مشهد به اسفراین و سپس به سبزوار بردند و پیکرش طبق وصیتش در گلزار شهدای سبزوار به خاک سپرده شد.

(منبع:ایرنا)

:: نظرات :: /////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////////
6 نظر در صف تاييد است.

مراسم 16 آذر که توسط انجمن های علمی و کانونهای فرهنگی هنری و اجتماعی دانشگاه حکیم برگذار شده را چگونه ارزیابی می کنید؟